ماجراهای خانم شاد و آقای شنگول آزمون نظارت
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 16:15
خانم شاد و آقای شنگول پنجشنبه امتحان نظارت دارن و تصمیم گرفتن چهارشنبه صبح زود پاشن و برن بقیه منابع آزمون رو بخرن و بشینن یه اتفاق بخونن!! صبح اول وقت ساعت 11 پا میشن و آقای شنگول برای خرید منابع آزمون به خیابون انقلاب می ره. خانم شاد هم مشغول درست کردن غذا می شه. از اونجایی که معمولا در روزهای پر ...
ماجراهای خانم و آقای شاد قسمت دوم
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 16:15
"یک روز که خانم شاد کلی درس و کار داره و ناهار حاضری دارن ضمن اینکه تو خونه بمب ترکیده" آقای شاد گرسنه: آدم باید همسرش دیپلم باشه و آشپزیش خوب باشه. خانم شاد: :|" یک روز که آقای شاد کلافه شده و به خانم شاد می گه بیا ببین این مسئله چطوریه یا این جمله ی مقاله رو ببین یا این سوال جوابش کجاست یا... و خا...
ماجراهای خانم و آقای شاد قسمت سوم
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 16:15
ماجراهای خانم و آقای شاد (قسمت سوم) در منزل خانم و آقای شاد یک میز مربع شکل همه کاره وجود دارد که کاربردش از میز ناهار خوری تا میز تحریر دو نفره متغیر می باشد. به این ترتیب که آن ها لپ تاپ هایشان را روی میز مذکور قرار می دهند، رو به روی هم می نشینند و صندلیشان را تا حلق جلو می کشند! فضای ما بین لپ ت...
ماجراهای خانم و آقای شاد قسمت چهارم
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 16:15
ماجراهای خانم و آقای شاد (قسمت چهارم) خانم شاد مدتی است که برای آزمونی که قرار است تا چند وقت دیگر برگزار شود، برنامه ریزی کرده است. آقای شاد: عزیزم طبق برنامه ات درس می خونی؟ خانم شاد: نه! از برنامه ام عقبم آقای شاد: عه؟! چند روز؟ خانم شاد: 7 روز آقای شاد: چند روزه برنامه ریزی کردی؟ خانم شاد: 7 روز...
ماجراهای خانم و آقای شاد قسمت پنجم تل سر جدید خانم شاد
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 16:15
ماجراهای خانم و آقای شاد (قسمت پنجم: تل سر جدید خانم شاد) خانم شاد به اتفاق یکی از دوستان برای خرید به یکی از مراکز خرید رفته بود. همینطور که سرگرم خنده و شادی و جنگولک بازی بودند و به مغازه های اطراف هیچ توجهی نداشتند، ناگهان خانم شاد چشمش به یک تل سر افتاد و با سرعتی مافوق صوت به سمت آن حمله ور شد...
ماجراهای خانم شاد و آقای شنگول (آزمون نظارت)
-
تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 15:34
شاید آن شعله های بنفشی که در ذهن پنجره می سوخت تنها تصور ناچیزی از یک چراغ باشد خانم شاد و آقای شنگول پنجشنبه امتحان نظارت دارن و تصمیم گرفتن چهارشنبه صبح زود پاشن و برن بقیه منابع آزمون رو بخرن و بشینن یه اتفاق بخونن!! صبح اول وقت ساعت 11 پا میشن و آقای شنگول برای خرید منابع آزمون به خیابون انقلاب ...
-
تاریخ: 1401/10/29 ساعت: 18:19
اولین بار است که چنین تجربه ای دارم! دلم برای کسی تنگ شده که سال های سال از او بیزار بوده ام! آنقدر دلم تنگ شده که می خواهم حتی برای یک بار هم که شده دوباره با او هم کلام شوم یا ببینمش! همان چیزهایی را بگوید که همیشه می گفت و من دوست نداشتم! همان نگاه ها را داشته باشد! همان خنده ها! می خواهم ببینم آ...
ماجراهای خانم و آقای شاد (قسمت چهارم)
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 11:42
خانم شاد مدتی است که برای آزمونی که قرار است تا چند وقت دیگر برگزار شود، برنامه ریزی کرده است. آقای شاد: عزیزم طبق برنامه ات درس می خونی؟ خانم شاد: نه! از برنامه ام عقبم آقای شاد: عه؟! چند روز؟ خانم شاد: 7 روز آقای شاد: چند روزه برنامه ریزی کردی؟ خانم شاد: 7 روز آقای شاد: خانم شاد: پ.ن : ما یه همچین...
ماجراهای خانم و آقای شاد (قسمت دوم)
-
تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 14:06
"یک روز که خانم شاد کلی درس و کار داره و ناهار حاضری دارن ضمن اینکه تو خونه بمب ترکیده" آقای شاد گرسنه: آدم باید همسرش دیپلم باشه و آشپزیش خوب باشه. خانم شاد: :| " یک روز که آقای شاد کلافه شده و به خانم شاد می گه بیا ببین این مسئله چطوریه یا این جمله ی مقاله رو ببین یا این سوال جوابش کجاست یا... و خ...
ماجراهای خانم و آقای شاد (قسمت سوم)
-
تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 14:06
در منزل خانم و آقای شاد یک میز مربع شکل همه کاره وجود دارد که کاربردش از میز ناهار خوری تا میز تحریر دو نفره متغیر می باشد. به این ترتیب که آن ها لپ تاپ هایشان را روی میز مذکور قرار می دهند، رو به روی هم می نشینند و صندلیشان را تا حلق جلو می کشند! فضای ما بین لپ تاپ ها پر است از وسایلی از قبیل انبوه...
ماجراهای خانم و آقای شاد (قسمت چهارم)
-
تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 14:06
خانم شاد مدتی است که برای آزمونی که قرار است تا چند وقت دیگر برگزار شود، برنامه ریزی کرده است. آقای شاد: عزیزم طبق برنامه ات درس می خونی؟ خانم شاد: نه! از برنامه ام عقبم آقای شاد: عه؟! چند روز؟ خانم شاد: 7 روز آقای شاد: چند روزه برنامه ریزی کردی؟ خانم شاد: 7 روز آقای شاد: خانم شاد: پ.ن : ما یه همچین...
ماجراهای خانم و آقای شاد (قسمت پنجم: تل سر جدید خانم شاد)
-
تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 14:05
خانم شاد به اتفاق یکی از دوستان برای خرید به یکی از مراکز خرید رفته بود. همینطور که سرگرم خنده و شادی و جنگولک بازی بودند و به مغازه های اطراف هیچ توجهی نداشتند، ناگهان خانم شاد چشمش به یک تل سر افتاد و با سرعتی مافوق صوت به سمت آن حمله ور شد. درحالیکه به شدت مورد تمسخر دوستش قرار گرفته بود به داخل ...