"یک روز که خانم شاد کلی درس و کار داره و ناهار حاضری دارن ضمن اینکه تو خونه بمب ترکیده"
آقای شاد گرسنه: آدم باید همسرش دیپلم باشه و آشپزیش خوب باشه.
خانم شاد: :|
" یک روز که آقای شاد کلافه شده و به خانم شاد می گه بیا ببین این مسئله چطوریه یا این جمله ی مقاله رو ببین یا این سوال جوابش کجاست یا... و خانم شاد بهش کمک می کنه"
آقای شاد: من واقعا خوشبختم که همسرم تحصیل کرده است و هم رشته ی منه و هر چی می پرسم بلده و...
خانم شاد: تو که همسر دیپلم می خواستی؟!
آقای شاد: گلط کردمممم!!!!
خانم شاد تو دلش: ای دو رو!
برچسب:
نویسنده: کامیار قاسمی