خانم شاد و آقای شنگول: شیب؟! بام؟!
ساعت حدود 1:30 نیمه شبه و آقای شنگول از سایت نظام کارت های ورود به جلسه رو می گیره و هر دوی اونها متوجه نکته ی جالبی می شن!! آزمون خانم ها و آقایون در دو دانشگاه متفاوت برگزار می شه! حال آنکه خانم شاد و آقای شنگول تصمیم داشتن فردا صبح به اتفاق برای دادن آزمون به محل سازمان نظام مهندسی برن!
نا گفته نماند که به علت خشک شدن جوهر پرینتر در نهایت هم موفق به چاپ کارت ورود نشدند!
ساعت به حدود 3 نیمه شب می رسه در حالی که خانم شاد و آقای شنگول برای رسیدن به آزمون 8:30 صبح، باید حداقل ساعت 6 از خواب بیدار شن...
پنجشنبه سر جلسه ی آزمون... خانم شاد در حالیکه یک کارت ورود به جلسه ی جعلی تابلو با خود آورده و با اعتماد به نفس به مقنعه اش سنجاق کرده امتحانش رو شروع می کنه! خوشبختانه اعتماد به نفس بالای خانم شاد باعث می شه کسی شک نکنه و بالاخره با هر ضرب و زوری بود آزمون تموم می شه!
پ . ن : بسی درس خوندیم در این سال سی / نگشتیم آخر در ایران کسی... این بود که گفتیم این آزمونو بیخیالی طی کنیم چون در هر دو حالت قبولی و عدم قبولی سودی نداره! همون طور که کنکور و معدل و دانشگاه نداشت!!! 

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم/از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم